بهترین مطالب از سرتاسر وب

روانشناسی-عاشقانه-دانستنی-هنری-آموزنده-شعر-خنده-غم-

بهترین مطالب از سرتاسر وب

روانشناسی-عاشقانه-دانستنی-هنری-آموزنده-شعر-خنده-غم-

نکاتی برای درک بهتر همسرتان + روانشناسی زن و مرد



زنان هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیشان خسته نخواهند شد وبه زبان آوردن دوستت دارم موجب می شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند .



تفاوت روانشناسی زنان ومردان


زنان و مردان با هم تفاوت های اساسی دارند. این جمله دیگر آنقدر تکراری شده که برای درک آن نیاز به توضیح بیشتری نیست. زن و مرد از دو جنس مختلف با روحیات متفاوت هستند و برای آن که بتوانید با موجودی که تا این حد با شما متفاوت است زندگی خوبی داشته باشید باید او را بشناسید.


زنان به دریافت عاشقانه چند شاخه گل ، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار ، عشق می ورزد .



زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می دارد ، به آن زن اجازه می دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است .



وقتی زنی عاشق می شود ، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می رسد .



نوازش زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می بخشاید .



زنان همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود .



پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد ، به احساس عشق ، نوازش و ملاطفت نیاز دارد .



زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می کنند و بعد به کیمیای جسم پی می برند .



لحظاتی که مرد ، دستهای زنی را در دست می گیرد و او را لمس می کند ، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می ورزد .



هدف زنان در برقراری رابطه جسمانی ، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت ، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است .


هنگامی که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد ، در عرش سیر خواهد کرد .


 


یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی کند ، در صورتی که زمانی که غمگین و ناراحت باشد ، تمامی مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می آورند .


 


یک زن هنگامی سکوت می کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید .


 


وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می سپارد و از ارائه راه حل می پرهیزد ، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می کند .


 


مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند . دراینگونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می باشد ، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد .


 


هنگامی که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می گردد ، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می کند .


به جرات می توان گفت به جز در موارد انگشت شماری ، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی رساند .


 


زن درست مثل یک موج است ، به هنگامی که عشق در قلبش به ظهور می نشیند ، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج می رسد .


 


هنگامی که موج احساسات یک زن به اوج می رسد ، به هیچ عنوان محدودیتی در ارائه عشق نمی بیند .


 


مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود را بیرون بریزد و آشکار نماید ، احساس آسایش و آرامش بیشتری می کند .


این نکته را به خاطر بسپارید که هر گاه زنی در اوج فوران خشم و غم قرار گرفته باشد ، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن نمی گیرد .


وقتی زنی از موضوعی می رنجد ، مرد باید ضمن همدردی با او نشان دهد که برای غم او نگران است ، سپس سکوت اختیار کند تا آن زن بتواند احساس همدردی اش را حس کند .


دردناک ترین مسائل برای بعضی از زنان ، عدم پذیرش ، قضاوت نادرست و ترک شدن است ، چراکه امکان دارد این باورها در عمق ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد که لیاقتشان بیش از این نیست .


ماهیت یک زن ، درخواست تایید امور است .


در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت نشان دهد ، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک می کند ، اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمی دهد . ولی در این زمان احساس می کند که مرد به او احترام نمی گذارد .


بسیاری از زنان به این علت که نمی خواهند کسی ایشان را نیازمند بداند ، نیازهایشان را انکار می کنند .


حتی در صورتی که زنی بپندارد نیازها و خواسته هایش برآورده نخواهند شد ، اجتناب از بیان آنها و قصد انجام دادن تمام کارها به تنهایی ، اشتباه بزرگی است .


یک زن باید بیاموزد که چطور نیازها و تمایلات خود را بدون نکوهش و یا تزلزل ابراز دارد و این نکته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است .


امروزه بسیاری از زنان از اینکه عشق می ورزند ، اما در عوض چیزی دریافت نمی کنند ، رنج می کشند ، آنان به دنبال وقفه ای می گردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند و در خلال آن وجودشان را بهتر کنکاش و کشف کنند .


 


یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات شریک زندگیش خودش را فدا کند .


 


یک زن بطور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است .اما وقتی آن زن لبخند می زند ، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد .


 


همیشه زنان به همان اندازه ای که در توان دارند . بخشش می کنند و در این زمان به خاطر می آورند هنگامی که آنان به بخشش نیاز داشتند ، تا حدودی کمتر از این اندازه ، به ایشان بخشیده شده است.


اغلب زنان با آنچه همسرشان می خواهد به راحتی موافقت می کنند ، اما این کار به این معنا نیست که خواسته همسرشان دقیقا همان باشد که آنان می خواهند .


 


یک زن ، هرگز به کارهای خودش و همسرش امتیاز نمی دهد ، بلکه شوهرش را آزاد می گذارد و تصور می کند او نیز به همین ترتبیب آزادش گذاشته است .


وقتی زنی به ثبت امتیازات می پردازد ، ممکن است موضوع بسیار کوچکی در نظرش به اندازه امری بسیار بزرگ به شمار آید . پس امکان دارد یک شاخه گل سرخ بتواند برای شما امتیازات فراوانی به همراه داشته باشد.


یک احساس پنهان در درون زن به او می گوید نمی خواهم خواسته هایم را برایش بگویم ، اگر عشق او به من واقعی باشد ، خودش از نیازهایم مطلع می گردد .


مردان و زنان باید به خاطر داشته باشند که همسرشان به هیچ عنوان خود بخود از نیازهایشان ، مطلع نیست .


زنان نمی پسندند که شوهرانشان ، برآورده ساختن نیازهایشان را به دست فراموشی بسپارند . به همین علت ، دست از نق زدن بر می دارند و به حمایت شوهرانشان می پردازند .


یک زن باید احساس کند که مورد احترام قرار گرفته و به بهترین وجه در خاطرها می ماند . در این صورت نادیده گرفته شدن برایش همچون امری است که دربخش انتهایی فهرست شخصیتش قرار می گیرد .



نشانه های زوج خوش بخت


 نشانه های یک زوج خوشبخت , از دیگر نشانه های یک زوج موفق، مطرح کردن و پذیرفتن انتقادهای سازنده با بیانی محترمانه و محبت آمیز است .


نشانه های یک زوج خوشبخت


 نشانه های یک زوج خوشبخت , خوشحال کردن همسر برای داشتن زندگی شاد از نشانه های یک زوج خوشبخت است. 


یکی از مهم ترین ویژگی زوج های موفق در زندگی مشترک، شاد بودن است که زوجین با رعایت نکاتی از جمله صبر و گذشت در زمان اختلاف می توانند لحظات زیباتری را کنار یکدیگر بگذرانند.


از دیگر نشانه های یک زوج موفق، مطرح کردن و پذیرفتن انتقادهای سازنده با بیانی محترمانه و محبتآمیز، احساس تعهد و مسئولیت پذیری، برجسته سازی نقاط قوت و کم رنگ تر کردن نقاط ضعف یکدیگر است.



برای شاد زیستن و در کنار هم بودن می توان بهانه های مختلفی را ایجاد کرد که از جمله آن :

کمک در امور منزل یا نگهداری فرزندان

تهیه یک وعده غذای دو نفره

رفتن به گردش و سفر

گپ و گفت های دوستانه و به دور از گلایه است.


نشانه های یک زوج خوشبخت چیست؟! 



برای داشتن زندگی شیرین و شاد در کنار همسر خود باید به یاد داشته باشیم که هرگز او را حتی به شوخی به خصوص در جمع خانواده تحقیر و سرزنش نکنید و از پافشاری و اصرار های بیجا در امور مختلف بپرهیزید، هنگام عصبانیت از گفتگو با یکدیگر دوری کرده وخاطرات تلخ گذشته را پیش نکشید همچنین قضاوت های ناعادلانه و شک برانگیز را نسبت به همسر خود فراموش کنید.



خوشحال کردن همسر برای داشتن زندگی شاد از دیگر نشانه های مهم یک زوج خوشبخت بوده تا جایی که خود را وقف یکدیگر می کنند تا به هدف نهایی خویش که همان شاد کردن طرف مقابل است دست یابند اگرچه این مسئله خیلی ساده به نظر می رسد اما در عمل ممکن است بسیار دشوار باشد زیرا پیش از بیان هر سخنی باید آن را نزد خود برآورد کنید که تا چه اندازه می تواند باعث شادی یا ناراحتی همسرتان شود.

شاد زیستن لازمه زندگی مشترک است




آثاره مثبت بغل کردن همسر


 آثار مثبت بغل کردن همسر


تاثیر بغل کردن و در آغوش گرفتن همسر


 

به اثبات رسید که بغل کردن و گرفتن دستها، تاثیرات استرس را کاهش می دهد. تماس های گرم و در آغوش کشیدن و گرفتن دست ها قبل از شروع یک روز سخت می تواند شما را در طول روز محافظت کند.


 

شاید بعد از گذشت سال ها از ازدواج تان دیگر فراموش کرده باشید که مثل ابتدای زندگی هر روز یکدیگر را در آغوش بگیرید. شاید فکر کنید وقتی برای این کار ندارید یا جلوی بچه ها نمی شود دست دور گردن همسرتان بیندازید. اما واقعیت این است که در آغوش گرفتن همسر، یک مهارت ارتباطی پیشرفته و هدیه ای کاملاً عاشقانه است.


بهترین روشی که می تواند موفقیت و توانایی شما را در دوست داشتن و عشق ورزیدن به همسرتان تضمین کند. آغوش با خود احساس امنیت و صمیمیت و حمایت به همراه دارد و از سویی دیگر، رفتاری غیرجنسی و محبتآمیز است که می توانید جلوی بچه ها داشته باشید. کافی است همه اعضای خانواده را به ترتیب بغل بگیرید و با آنها صحبت کنید. همیشه سعی کنید صبح پیش از برخاستن، شب قبل از خوابیدن و در طول روز وقتی به خانه می رسید همسرتان را بغل کنید.


اگر هنوز هم برای این کار دنبال دلیل می گردید باید بدانید که محققان می گویند وقتی زوجین ۲۰ثانیه همدیگر را بغل می کنند، سطح اکسیتوسین در بدنشان بالا رفته و کورتیزول که هورمون استرس است پایین می آید. بنابراین معطل نکنید و آغوش به همسرتان هدیه دهید.



اثرات مثبت بغل کردن :


بغل کردن مطمئناً احساس خیلی خوبی به شما می بخشد و شواهد نشان می دهد تاثیرات بسیار خوبی هم بر سلامتی ما دارد. در تحقیقی که در دانشگاه کارولینای شمالی انجام گرفت، محققان دریافتند که بغل کردن هورمون “اکسیتوسین” را افزایش داده و خطر ابتلا به بیماری های قلبی را کاهش می دهد.


درواقع، وقتی زوجین ۲۰ ثانیه همدیگر را بغل می کنند، سطح اکسیتوسین در بدنشان که طی تولد بچه و شیردهی آزاد می شود، بالا می رود. افرادیکه در روابط عاشقانه هستند، بیشترین افزایش اکسیتوسین را دارند.


ضمناً سطح هورمون استرس، کورتیزول، هم در خانم ها همراه با فشارخون پایین آمد. دکتر کارن گورون یکی از محققین این تحقیق می گوید، “هرچه حمایت عاطفی بیشتر باشد، این افزایش میزان اکسیتوسین نیز نیز هم در مرد و هم در زن بیشتر خواهد شد. اما اهمیت اکسیتوسین و اثرات محافظت کننده آن دربرابر بیماریهای قلبی، میتواند برای خانم ها بیشتر باشد.”


دکتر کارمین گریفیت، سخنگوی بنیاد قلب بریتانیا، می گوید، “دانشمندان علاقه زیادی به این مسئله نشان می دهند که احساسات مثبت می تواند برای سلامتی مفید باشد. این تحقیق نشان میدهد که ساپرت عاطفی، مثلاً به شکل در آغوش کشیدن های عاشقانه می تواند تاثیرات مثبتی بر سلامت قلب داشته باشد. ”


در واقع، در یک تحقیق دیگر که آنهم توسط دکتر گورون انجام شد، به اثبات رسید که بغل کردن و گرفتن دستها، تاثیرات استرس را کاهش می دهد. از دو گروه زوج خواستند که درمورد یک موضوع ناراحت کننده با همصحبت کنند، اما یک گروه از قبل دست های همدیگر را در دست گرفته بودند و همدیگر را بغل کرده بودند درحالیکه گروه دیگر اینکار را انجام نداده بودند. در این تحقیق مشخص شد که:


– افزایش فشارخون در گروهی که هیچ تماسی با هم نداشتند درمقایسه با گروهی که همدیگر را در آغوش گرفته بودند، بیشتر بود.


– ضربان قلب در گروهی که تماسی نداشتند ۱۰ ضربه در دقیقه بود درحالیکه برای گروه دیگر این مقدار ۵ ضربه در دقیقه بود.


دکتر گورون پیشنهاد می کند که تماس های گرم و در آغوش کشیدن و گرفتن دست ها قبل از شروع یک روز سخت می تواند شما را در طول روز محافظت کند.


انسانها موجوداتی اجتماعی هستند، همانطور که در تحقیقات مختلف ثابت شده است که آنهایی که در زندگی دوستانی برای خود دارند، و همچنین آنها که ازدواج کرده اند، سالمتر هستند.


ما به ارتباطات اجتماعی احتیاج داریم و این ارتباطات شامل لمس کردن، حتی فراتر از ظرفیت یک زوج است. مثلاً این واقعیت که نوزادان از تماس های پوستی مستقیم با مادرشان فایده می برند و رشد بهتری خواهند داشت را در نظر بگیرید.


مثالی که گفته شد یک تحقیق کره ای بود که روی نوزادان پرورشگاهی انجام شد. آندسته از نوزادان که ۵ روز در هفته و به مدت ۴ هفته، ۱۵ دقیقه بیشتر صدای زنانهشنیدند، ماساژ و ارتباط چشمی مستقیم داشتند، بعد ازگذشت چهار هفته و در سن ۶ ماهگی، وزن و قد بیشتری اضافه کردند و شکل گیری سرشان نیز بهتر بود تا آنهایی که این تحریک اضافی را نداشتند.


شواهد نشان داده است که تماس درمانی استرس و درد را در بزرگسالان کاهش می دهد و نشانه های بیماری آلزایمر مثل بیقراری، آواگری، قدم زدن های عصبی و از این قبیل را نیز کاهش می دهد.



وقتش رسیده بیشتر بقیه را بغل کنید


تحقیقات نشان می دهد که زوج های امریکایی چندان تمایلی به آغوش کشیدن در مجامع عمومی را ندارند. طبق تحقیقات زوج های پاریسی سه مرتبه بیشتر از زوج های امریکایی وقتشان را به بغل کردن هم میگذرانند.


بغل کردن در روابط زناشویی فوایدی دارد که احتمالاً هیچوقت فکرش را هم نمی کردید.



بغل کردن …


– احساس خوبی به شما می دهد.


– حس تنهایی را از بین می برد.


– بر ترس غلبه می کند.


– دریچه احساساتتان را باز می کند.


– اعتماد به نفس را بالا می برد.


– حس نوع دوستی شما را تقویت می کند.


– روند پیر شدن را کندتر می کند.


– اشتها را فرو می نشاند.


– استرس و فشارهای عصبی را کاهش می دهد.


– با بیخوابی مبارزه می کند.


– عضلات بازوها و شانه ها را شکل می دهد.


– اگر قدتان کوتاه باشد، یک نوع تمرین کششی به حساب می آید.


– یک جایگزین عالی برای بی بند و باری است.


– یک جایگزین سالم و مطمئن برای مصرف الکل و دخانیات است.


– وجود فیزیکی شما را تایید می کند.


– دموکراتیک است (هر کس حق در آغوش کشیده شدن دارد).


 


فواید بیشتر بغل کردن


– از نظر اکولوژیکی خوب است (محیط را خراب نمی کند)


– برای صرفه جویی در انرژی بسیار خوب است (گرما را حفظ می کند)


– قابل حمل است.


– به هیچ ابزار خاصی نیاز ندارد.


– هیچ محل خاصی نمی طلبد (یک محل خوب برای بغل کردن هرجایی می تواند باشد)


– روزهای شاد را شادتر می کند.


– فضاهای خالی زندگی را پر میکند.


– حتی بعد از جدا شدن از آغوش، باز هم فایده می رساند.



با همسر بی حوصله چگونه باید رفتار کرد



رفتار کردن با همسر بی حوصله , رفتارهای خانم ها به صورت معمول چند روزی در ماه از نظر هورمونی متفاوت با روزهای دیگرشان است.


رفتار کردن با همسر بی حوصله


درزندگی مشترک گاهی پیش می آید که میبینیم همسرمان حال و حوصله ندارد و این گاهی ما را عصبی و ناراحت می کند. بخصوص خانم ها که چند روز از هفته را بدلیل مشکلات هورمونی داخل بدنشان، بی حوصله و افسرده می شوند و زود رنج.


در این مواقع چه رفتاری صحیح است تا اوضاع را تغییر دهیم؟


کسی را می شناسید که در زندگی اش لحظات بی حوصلگی و ناراحتی نداشته باشد؟

خود شما تا به حال نشده که احساس کنید از زمین وزمان شاکی هستید?

یا دلتان بادلیل و حتی بی دلیل گرفته باشد و حوصله کسی را نداشته باشید؟


این احساس ها و رفتارهایی مشابه این حالات، در زندگی روزمره خیلی ها اتفاق می افتد. وقتی زیر یک سقف زندگی می کنید، داشتن حال خوب و حال بد انگار جنبه مسری پیدا می کند پس باید «حال» همدیگر برای تان مهم باشد.

مهم ترین نکته در این شرایط بین شما و همسرتان این است که نسبت به بی حوصلگی یکدیگر بی توجه نباشید و از خودتان واکنش درست و سازنده ای نشان بدهید.



رفتار کردن با همسر بی حوصله تفاوت رفتار خانم ها فقط چند روز در یک ماه


رفتارهای خانم ها به صورت معمول چند روزی در ماه از نظر هورمونی متفاوت با روزهای دیگرشان است.

ممکن است غمگین و افسرده باشند، دلشان بگیرد، گریه کنند یا آستانه تحمل شان پایین بیاید.

این اتفاق هر ماه می افتد و شاید دفعات اول برای شما به عنوان یک شوهر قابل درک نباشد که چرا با گفتن کوچک ترین حرفی، او از کوره درمی رود یا چرا اینقدر غمگین است.


این حالت به هیچ وجه یک بیماری روانی نیست. فقط شرایط روحی خاصی است که باعث می شود سختی های کار و روابط اجتماعی و همینطور مشکلات موجود در روابط عاطفی او با شما پررنگ تر از همیشه به نظربیاید.

برای آنکه تمام روزهای زندگی مشترک تان در پس لرزه های همین چند روز قرار نگیرد و بتوانید زندگی تان رامدیریت کنید،

بهتر است به یک توافقنامه دوتایی برای این ایام برسید.


چون از نظر زمانی می دانید که چه روزهایی این حالاتروحی برای همسرتان پیش می آید،

پس می توانید برایش آماده باشید؛ مثلا در این روز ها مهمان دعوت نکنید، در کارهای خانه داری و نگهداری بچه ها به همسرتان کمک کنید، بیشتر به او توجه کنید و اگر بدخلقی کرد یا بهانه گرفت، با صبوری برخورد کنید.

شما می دانید که خیلی زود این حالات تمام می شود پس تحمل آن برای تان آسان است.


اگر همسرتان در این ایام بیش از حد معمول به هم می ریزد می توانید به یک پزشک هم مراجعه کنید.

گاهی بیماری تیروئید یا مشکلاتی از این دست به حالات روحی نامناسب در این ایام دامن می زنند. رفتار کردن با همسر بی حوصله


بی حوصلگی خانم ها


اما همیشه بی حوصلگی خانم ها به خاطر مسائل هورمونی نیست،

گاهی همسرتان خسته است، ممکن است از تکرار کارهای زیادی که در خانه بر دوش اوست خسته شده باشد. اگر بچه دارید گاهی مراقبت از آن ها واقعا کار سختی می شود.


خلاصه او بدون هیچ دلیل خاصی که از قبل بدانید بی حوصله است

و خلقش تنگ شده، در چنین مواقعی اول از همه این موضوع را بفهمید.


یعنی آنقدر به همسرتان توجه داشته باشید که بدانید اگر زمانی که به خانه آمدید او برای استقبال نیامد یا به خودش نرسیده بود، یعنی حوصله ندارد. از او بپرسید که سر حال نیستی؟

گاهی یک سؤال یک کلمه ای با چشم هایی که نگران است می تواند دنیای زنی را عوض کند.


کنارش بنشینید و بگویید: خوبی؟ آنقدر صمیمانه رفتارکنید که با شما راحت باشد.


اگر بدون فکر و باعجله می گوید خوبم یعنی خوب نیست. او را به یک پیاده روی دونفره دعوت کنید یا اینکه به او پیشنهاد بدهید که بچه ها را نگه می دارید تا او با دوستانش ملاقات کند، به خرید برود و یا ساعتی را برای خودش باشد.


هیچ چیز در رفع دلتنگی های یک زن به اندازه حضور یک همسر حمایت کننده تأثیر ندارد. رفتار کردن با همسر بی حوصله



از قدیم گفته اند: «مرد باید که در کشاکش دهر، سنگ زیرین آسیا باشد»،

اما واقعیت این است که سنگ زیرین هم گاهی خسته می شود.

در فرهنگ ما مسائل مهم مالی مثل تأمین مسکن و مایحتاج اصلی زندگی برعهده مردان است.

اداره کردن یک زندگی کار ساده ای نیست؛ بالا و پایین زیاد دارد.


مرد ها گاهی واقعا لباس رزم می پوشند و به جنگ مشکلات می روند. نمی توانید توقع داشته باشید شوهرتان همیشه مردی سر حال و شاد و باروحیه باشد.


او هم ممکن است دچار فرسودگی کاری شود، حس کند همه زندگی اش را وقف خانواده کرده است و خودش سهم کمی از آرامش

و آسایش دارد و فکر های دیگری از این دست که هرچند شاید مقطعی باشد،

اما هست و شما باید این خستگی و بی حوصلگی را به رسمیت بشناسید.

اگر خواست با دوستانش به صورت مجردی تفریح کند، مخالفت و غرولند نکنید.


هر کدام از شما اگر برای تن ها بودن هم سهم معقولی قائل شوید، از کنار هم بودن لذت بیشتری خواهید برد.

تشویقش کنید یک شب جمعه تن ها به منزل مادرش برود.

اگر سینما دوست دارد بلیت بگیرید و غافلگیرش کنید که باهم به سینما بروید.

به خودتان برسید و سعی کنید سرحال و بانشاط باشید. غذاهای مورد علاقه اش را درست کنید و در روزهایی که فکر می کنید دلگیر است

با صبوری کنارش بمانید تا دوباره همه چیز مثل قبل و حتی بهتر از قبل شود.


گاهی در زندگی مرد خانه یک بحران به وجود می آید


گاهی در زندگی مرد خانه یک بحران به وجود می آید؛

مثلا از کار اخراجش می کنند، یکی از والدینش بیمار می شود یا سرمایه گذاری مالی اش با شکست روبه رو می شود و مواردی از این دست.

در چنین شرایطی او هیچ چیز نمی خواهد جز زنی که آرام و محکم کنارش باشد

و کم حرفی و بد خلقی اش را به پای دوست نداشتن او نگذارد و همه کارهای حاشیه ای را سر و سامان دهد تا او از پس بحران ایجاد شده برآید.


مرد ها دوست دارند این جمله را بشنوند: نگران نباش، باهم درستش می کنیم!

شوهر شما اگر بفهمد بحران ها شما را نمی ترساند و به توانایی او ایمان دارید احساس آرامش می کند.


مرد ها برخلاف ظاهرشان روح بسیار حساسی دارند و اگر در کار و زندگی اجتماعی شان زمین بخورند حضور بی قید و شرط همسرشان می تواند کمک بزرگی باشد تا دوباره روی پای خود بایستند.


وقتی در روزهای دلگیری و بی حوصلگی و بدخلقی یکدیگر را دوست دارید و برای رفع «حال بد» هم کمک می کنید،

یعنی بین شما حسی به زیبایی عشق ایجاد شده است.



اهمیت تحقیق قبل از ازدواج



تحقیق کردن قبل از ازدواج چقدر اهمیت دارد و باید چگونه باشد؟!


تحقیق کردن قبل از ازدواج , تا زمانی که ازدواج ها سنتی بود و آشنایی افراد از طریق خانواده ها اتفاق می افتاد تحقیقات و پرس و جوهای قبل از ازدواج نیز برعهده خانواده ها بود که با مراجعه به محل سکونت و کار انجام می شد.


تحقیق کردن قبل از ازدواج


تحقیق کردن قبل از ازدواج , هندوانه در بسته ای است که تا آن را نشکافی از درونش باخبر نمی شوی! هر جوانی که تصمیم به ازدواج گرفته است با این جمله آشناست و آن را از زبان بزرگ ترها شنیده است که نشان دهنده ریسک پذیری رخدادی مهم، یعنی ازدواج در زندگی هر شخص است به همین دلیل ضروری است تا قبل از ازدواج همه جوانب برای یک انتخاب مناسب سنجیده شود.


تحقیق قبل از ازدواج هم به همین منظور انجام می شود.

اما این تحقیق یا پرس و جوها که نتیجه آن سرنوشت افراد را رقم می زند در سال های اخیر دچار تغییراتی شده است.


تا زمانی که ازدواج ها سنتی بود و آشنایی افراد از طریق خانواده ها اتفاق می افتاد تحقیقات و پرس و جوهای قبل از ازدواج نیز برعهده خانواده ها بود که

با مراجعه به محل سکونت و کار انجام می شد.


اما با تغییر شکل آشنایی دختر و پسر در جامعه امروز، شکل این تحقیقات هم عوض شده است و تصمیم اولیه و نهایی توسط خود افراد گرفته می شود و آشنایی قبل ازدواج ملاک افراد برای انتخاب همسر آینده است که در بسیاری از موارد مشکلات زیادی را برای افراد به وجود آورده است.


«زهرا» خانم 22 ساله ای است که شناخت سطحی وتصمیم زودهنگام را دلیل اصلی شکست در زندگی اش می داند و می گوید:


آشنایی من با همسرم به واسطه دوستم که خواهر او بود انجام شد.


او که دوست صمیمی من در دانشگاه بود مرا برای برادرش خواستگاری کرد من نیز با تکیه بر شناختی که از دوستم داشتم خواستگاری او را پذیرفتم و از آنجایی که قبل از ازدواج به یکدیگر علاقه مند شده بودیم با اصرار خانواده ام را برای ازدواج راضی کردم.


وی ادامه می دهد:

6 ماه از عقد نگذشته بود که متوجه رفتارهای خشونتآمیز و غیر عادی همسرم شدم که با کوچک ترین بهانه ها شعله ور می شد.

در نهایت بروز خشونت فیزیکی سبب شد تا با اجبار پدرم در دوران عقد از او جدا شوم.


«مهدی» نیز یکی دیگر از کسانی است که درباره تجربه ازدواجش می گوید:


دختری که برای ازدواج انتخاب کرده بودم بسیار مهربان و خوش رو و زیبا بود که در محل کار با او آشنا شدم.

رفتار و اخلاقش دقیقا همانی بود که می خواستم به همین دلیل به او پیشنهاد ازدواج دادم و او نیز پذیرفت. بعد از 6 ماه آشنایی با یکدیگر ازدواج کردیم اما

متوجه شدم همسرم سال ها پیش ازدواج کرده و این موضوع را از من پنهان کرده بود.


ازدواج قبلی او موضوعی نبود که برایم قابل پذیرش نباشد، مشکل این جا بود که خود او این موضوع را به من نگفته بود.


از طرفی اشتباه از من بود که هیچ تحقیقی درباره زندگی گذشته او نکرده بودم و با تکیه بر حرف های شیرین دوران آشنایی و اخلاق و رفتاری که در ظاهر دیده بودم دست به انتخاب زدم.


به نظرم تحقیق قبل از ازدواج باید قبل از آن که افراد به یکدیگر علاقه مند شوند انجام شود

تا فرد بتواند منطقی و عقلانی تصمیم گیری کند. تحقیق کردن قبل از ازدواج


حرف های اول آشنایی


یک روانشناس و مشاور خانواده در این باره می گوید:

تحقیق قبل ازدواج بسیار مهم است. تحقیقی که نه فقط خانواده دختر از پسر، بلکه خانواده پسر هم از دختر باید انجام دهند. سؤالات مقدماتی مثل سن و شغل و فرهنگ خانواده در جلسات اول آشنایی پرسیده می شود اما تحقیق اصلی که بعد از آن آغاز می شود، سرنوشت یک عمر زندگی را رقم می زند که باید جامع و کامل باشد و بیشترین شناخت را از همسر آینده به دست بدهد.

هرچند که همیشه وجه ناشناخته ای باقی می ماند که فقط با زندگی زیر یک سقف معلوم میشود.



بسیاری از افراد در شروع ارتباط، ناخودآگاه خود را طوری نشان می دهند که

برای طرف مقابل جذاب تر به نظر برسند که در واقع در عمل فرد دیگری هستند.


شناخت افراد از هم در دوره آشنایی خیلی گنگ است چون معمولا روابط منقطع است.

یعنی طرفین هفته ای یک یا دو بار همدیگر را می بینند و در این زمان کوتاه طبیعی است که فقط حرف های شیرین به هم می زنند اما در رابطه تنگاتنگ در زندگی زناشویی همه چیز تفاوت می کند.



در دنیای امروز در بسیاری موارد دختر و پسر با هم از قبل آشنا شده اند و بعد خانواده را در جریان می گذارند.


در آشنایی هایی که به شکل سنتی انجام نشده و خانواده حضور پررنگی در آن نداشته است،

معضلات خود را دیر نشان می دهد اما خانواده در این مرحله می تواند تحقیقات میدانی کند که البته باید درنظر داشت خیلی از مسائل مثل بعضی بیماری های روحی-روانی، ناکامی ها و ویژگی هایی که در موقعیت های بحران زا خود را نشان می دهد،

جزو مسائل پنهان خانواده ها باقی می ماند.


برای مثال افرادی هستند که به آن ها انفعالی انفجاری گفته می شود.

این افراد فشار را تحمل می کنند و در یک نقطه منفجر می شوند.

اگر مرد یا زن حس کند طرف مقابل همیشه منفعل است و یک دفعه با رفتار انفجاری او رو به رو شود، به شدت دچار هراس و ترس خواهد شد. تحقیق کردن قبل از ازدواج


نقش دوستان و شبکه های اجتماعی به عنوان منبع تحقیق



دوستان نمی توانند به اندازه خانواده قابل استناد باشند.

بهتر است برای شناخت به ستون های سفت و واقعیت ها تکیه کرد.


وقتی در جایگاه تحقیق هستید، در کسب اطلاعات احساس امنیت کنید. ممکن است دوست بخواهد فرد مورد نظر را خراب کند یا بیش از حد بالا ببرد.


با این حال شخصیت و ویژگی های دوستان فرد می تواند نشانه خوبی برای تشخیص شخصیت فرد و تمایلات اجتماعی او باشد.



شبکه های اجتماعی هم نمی توانند معیار شناخت باشند چون افراد می توانند با هویت غیر واقعی در شبکه های اجتماعی حضور پیدا کنند.


به این ویژگی ها برای ازدواج دقت کنید



بعضی از اطلاعات کلی که در چارچوب و نگاه خانواده مشخص می شود می تواند دلگرم کننده باشد.

این که خواستگار معتاد نیست، در کار فعال هست یا نه، اگر 10 سال کار کرده است چه پس اندازی دارد، مدبر است یا نه، خودرویش را با توان مالی خود خریده یا از حمایت خانواده استفاده کرده است،

جایگاه کاری و خانوادگی اش چگونه است و موضوعاتی از این دست می تواند سبب شناخت شود.



جایگاه فرد در خانواده یکی از مهم ترین نکاتی است که در تحقیق قبل ازدواج می توان روی آن حساب کرد. هر چه قدر فرد قابلیت های تعهدی اش را در خانواده بیشتر نشان دهد، در زندگی آینده هم متعهدتر خواهد بود.


در مقابل رفتارهای لاابالی گری، منیت و خودخواهی در زندگی مشترک مشهود

و غیر قابل انکار است و جز در دراز مدت نمی توان چیزی را تغییر داد.



تحقیقات محلی نیز می تواند تا حدی دل خانواده ها را محکم کند.

ممکن است با آن ها به شناخت تمام و کمال نرسیم اما بخشی از ویژگی ها قابل دسترسی است.


با این تحقیقات حداقل می توان فهمید که اجازه ادامه رابطه را به دختر و پسر بدهیم یا نه.

اما با این حال برای تحقیق، خانواده نسبت به محل کار و همسایه ها ارجحیت دارد. وقتی خانواده ها با هم درارتباط هستند پدرها و مادرها یکدیگر و جایگاه و رفتارخانواده را با هم می بینند.

در این ارتباط به خصوص در ارتباط مکرر با همدیگر رازهای پنهان میتوانند کشف شوند.


مشاوره قبل ازدواج را جدی بگیرید



کاری که در مراکز مشاوره پیش از ازدواج درباره کسانی که می خواهند با هم ازدواج کنند انجام می شود،

با آن چه در تحقیقات میدانی و محیطی درباره فرد انجاممی شود متفاوت است.


در این مشاوره ها یکسری فاکتورهای معمول روانشناسان بررسی می شود که بررسی آن ها از سوی خانواده ها ممکن نیست.

بسیار اتفاق می افتد که دختر یا پسر آن فردی نباشند که در ابتدای آشنایی نشان داده اند.


دو انسان با دو نگاه، طبقه اجتماعی، ایدئولوژی و تربیت متفاوت قرار است در زندگی همسو با هم قرار گیرند.

در مراکز مشاوره برای رفع این چالش ها سعی می کنند در ابتدا اطلاعات مقدماتی را از دختر و پسر بگیرند.


اطلاعاتی مثل این که طرفین چند خواهر و برادر دارند، فرزند چندم خانواده هستند،

شغل پدر و مادرشان چیست، چند وقت است که کار می کنند، کجا آشنا شده اند،

آشنایی شان چقدر طول کشیده است و چه انتظارهایی از هم دارند. تحقیق کردن قبل از ازدواج


در مراحل بعدی مشاور باید چالش هایی ایجاد کند


اما در مراحل بعدی مشاور باید چالش هایی ایجاد کند که دو نفر به عنوان زوج مجبور شوند درگیر معضلات وتفاوت های شان شوند

و با این روش اختلافاتی که درباره خواسته های شان از هم دارند مشخص شود.



معمولا زوج ها در ابتدا فکر می کنند همه خواسته های شان مشترک است و توقعی خاص از هم و اختلاف نظری با هم ندارند. اما در حقیقت این گونه نیست وقتی فرد

با رابطه طرف مقابلش با خانواده و توقعات متقابل روبه رو می شود، مشکلات تازه ای مشخص میشود.


مواردی مثل این که چه قدر از طرف مقابل توقع سهم دارد،

این که آیا سهمی از او را برای خانواده خودش قبول دارد یا نه، اگر به مشکل بخورد دوست دارد مشکل با کدام خانواده مطرح شود و…

در مجموع این جزئیات است که می تواند سبب شناخت دو فرد به طور کامل برای یکدیگر شود.


بعد از آن به جای این که درباره موفقیت یا موفق نبودن ازدواج نظر داده شود

دو طرف در جریان مشکلات و بحران هایی که ممکن است در زندگی با آن ها رو به رو شوند قرار می گیرند و مهارت های ارتباط با همسر، تشخیص بحران ها و کنترل زندگی را یاد می گیرند.